العلامة المجلسي
152
حياة القلوب ( فارسي )
خوردند . پس چون خوردند از آن درخت ، پرواز كرد حلّهها ولباسها وزيورها از بدنهاى ايشان وعريان ماندند ، وبرگ درختان را مىگرفتند وبر عورت خود مىگذاشتند ، وندا كرد ايشان را پروردگار ايشان كه : آيا نهى نكردم شما را از اين درخت ونگفتم به شما كه شيطان دشمنى است شما را كه دشمنى خود را ظاهر مىكند ؟ پس گفتند رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ « 1 » . حق تعالى فرمود : پائين رويد از جوار من كه مجاور من نمىباشد در بهشت من كسى كه نافرمانى من كند ، پس فرود آمدند به زمين وايشان را به خود گذاشت در طلب معاش . پس چون خدا خواست كه توبهء ايشان را قبول كند جبرئيل به نزد ايشان آمد وگفت : بدرستى كه شما ستم بر نفس خود كرديد به آرزو كردن منزلت جمعى كه خدا ايشان را بر شما فضيلت داده است پس جزاى شما آن عقوبت بود كه از جوار خدا به زمين فرود آمديد ، پس سؤال نمائيد از پروردگار خود به حقّ آن نامها كه ديديد بر ساق عرش تا خدا توبهء شما را قبول كند ، پس گفتند : « اللّهمّ انّا نسألك بحقّ الأكرمين عليك محمّد وعليّ وفاطمة والحسن والحسين والائمّة الّا تبت علينا ورحمتنا » يعنى : « خداوندا ! ما سؤال مىكنيم از تو به حق آنها كه گرامىترين خلقند بر تو يعنى محمد وأهل بيت أو كه البتة توبهء ما را قبول كنى وما را رحم كنى » ، پس خدا توبهء ايشان را قبول كرد بدرستى كه أو بسيار توبه قبولكننده ومهربان است . پس پيوسته پيغمبران خدا بعد از اين حفظ مىكردند اين امانت را وخبر مىدادند به اين امانت اوصياى خود را ومخلصان از امّتهاى خود را ، پس ابا مىكردند از آنكه آن امانت را به ناحق حمل نمايند ومىترسيدند از آنكه ادعاى آن مرتبه از براي خود بنمايند ، وبرداشت آن امانت را به ناحق آن انساني كه شناخته شد - يعنى أبو بكر - پس أصل هر ظالمي از اوست تا روز قيامت ، واين است تفسير قول حق تعالى إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَأَشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً
--> ( 1 ) . سورهء أعراف : 23 .